کشیدی منو به آتیش ، خیلی بی مهرو وفایی
دل من بدجوری سوختش ، حیف که تو ازش جدایی
مرهم قلب شکستم ، یه بغل گلای یاسه
کاش تو برگردی دوباره ، نگو این دل ناسپاسه
اون یه لحظه دیدن تو دلمو هوایی کرده
حیف که دستای نجیبت خیلی وقته دیگه سرده
سرمو بالا نکردم تا نگاهتو نبینم
نمی خواستم این بارم من جلوی چشات بمیرم
نمی خواستم تو بخونی غصه ی این لحظه هارو
یادمه دستای تو ساخت تموم فاصله هارو
سرمو بالا نکردم نبینی چشای خیسم
باتموم بی وفاییت هنوز از تو می نویسم
کاش می دیدی که چه جوری منو سوخت یه لحظه دیدار
حتی من سلام نکردم تا نگم خدانگهدار
ما مثه دوتا غریبه رد شدیم ازگله هامون
دور شدیم از هم و آخر قدکشید فاصله هامون
................................
پیشاپیش فرا رسیدن میلاد مولی الموحدین علی (ع) وروز مرد![]()
رو به همه ی مسلمانان و به خصوص شیعیان![]()
تبریک می گم![]()
...![]()
تو كه دستت به نوشتن آشناست
دلت از جنس دل خسته ماست
دل دريا نوشتي
همه دنيا رو نوشتي
دل ما رو بنويس
بنويس
هر چه كه ما رو به سر اومد
بد قصه ها گذشت و بدتر اومد
بگو از ما كه به زندگي دچاريم
لحظه ها را مي كشيم نمي شماريم
بنويس از ما كه در حال فراريم
توي اين پاييز برگ فكر بهاريم
دل دريا نوشتي
همه دنيا رو نوشتي
دل ما رو بنويس
دست من خسته شد از بس كه نوشتم
پاي من خسته شد از بس كه دويدم
تو اگر رسيدي ما رو خبر كن
چرا اونجا كه تويي من نرسيدم
تو كه از شكنجه زار شب گذشتي
از غبار بي سوار شب گذشتي
تو عشق و با نگاه تازه ديدي
باد ه باد به سينه دريا كشيدي
تو كه دستت به نوشتن آشناست
دلت از جنس دل خسته ماست
بنويس از ما كه در حال فراريم
توي اين پاييز برگ فكر بهاريم
دل دريا نوشتي
همه دنيا رو نوشتي
دل ما رو بنويس
بنويس از ما كه عشق و نشناختيم
حرف خالي زديم و قافيه باختيم
بگو از ما كه تو خونمون غريبيم
لحظه ، لحظه در فرار و در فريبيم
بگو از ما كه به زندگي دچاريم
لحظه ها را مي كشيم
نمي شماريم
بنويس
هر چه كه ما رو به سر اومد
بد قصه ها گذشت و بدتر اومد
...
